X
تبلیغات
رایتل
غربت - عشق بیدار
jy

غربت

شب ها که با گریه میخوابم، خدا میان خوابم زمزمه میکند:... غصه نخور کودک من... من همه چیز را میبینم... و بعد... وقتی بین خواب و بیداری نوازش های تو را حس میکنم میفهمم خدا... واقعا همه چیز را می بیند... 

نمیدانم حکایت دردهای من و تو کی تمام میشود... نمیدانم زمین و مترسک هایش کی دست از سر من و تو بر میدارند... اما این را خوب میدانم که آنچه بین من و تو هست فراتر از تمام این زجرهاست... آنچه بین من و تو هست آنقدر محکم است که حتی فکر رها شدن از شرایطی که بخاطر یکدیگر در آن اسیریم به ذهنمان خطور نمی کند... 

ما همچنان ایستاده ایم. محکم و پرامید. صبور و مقاوم.  

صدای دعا در اداره پیچیده است... دلم پر میکشد برای خدا خدا کردن... برای دردودل کردن با او... میروم برای خدا از غربت این روزهایم بگویم... 

[ یکشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1390 ] [ 08:19 ق.ظ ] [ بهارنارنج و یاس رازقی ]