X
تبلیغات
رایتل

.

 

چشم باز کنید تمام ذرات دنیای من... چیزی به روشنای آسمانم نمانده است. صبح از پشت همین پنجره در خواهد زد... بوی سپند در کوچه های خیس دنیایم پیچیده است... ۱۶ روز دیگر از این کوچه، دخترک و پسرک این سال های طوفانی رد خواهند شد. مترسک ها ناچار خواهند شد برای شادیشان هلهله کنند. زمان به پای عشق و شادیشان زانو خواهد زد.  

+ این روزا خیلی درگیرم. منتها درگیری های شیرین. مشغول آماده کردن خونه ی عشقمون برای یه اتفاق بزرگیم. مشغول تکمیل جهیزیه. برنامه ریزی برای روزهای دو نفره. همش به سال های گذشته فکر میکنم و شیرینی اینکه بعد از هفت سال سختی داریم به هم میرسیم.

نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1390ساعت 09:17 ق.ظ توسط بهارنارنج و یاس رازقی|
5 نظر عمومی
| نظر خصوصی

Design By : EshgheBidar