X
تبلیغات
رایتل

.

 

باغ خانه ی من و تو هر روز رستنگاه هزاران جوانه ی عشق است. سقف آبی این خانه آرامشی دارد بیشتر از هزاران کلبه ی رویایی میان جزیره ای گمشده! حس هایی مبهم در اعماق قلب من و تو می جوشد که معنا و تفسیری برای آن وجود ندارد اما حاصل آن دل بستنی است بس عجیب و با شکوه. دل بستنی که با خود دنیایی از طراوت و تازگی می آورد... 

هر صبح که خورشید بر پنجره های زلال خانه عشقمان می زند، دست در دست هم می نهیم و شب ها که ستاره ها به پابوس عشقمان می آیند دست هامان را به خدا هدیه می دهیم. 

تو اجابت کدام آیه ی پاک این سرنوشتی که این اندازه دوستت دارم؟ بگو... نجابت کدام ثانیه ام، قلب خدا را لرزاند که تو را به دنیای کوچک من بخشید؟ بگو... چه رازی میان عطر پاک تنت نهفته است که در اوج طوفانی ترین لحظه هایم، به یکباره جویبار خنک آرامش را در کوچه های قلبم روان می کند؟... 

در عشقت کافر مشهور شهرم به پرستش ذره ذره ی وجودت... به تمنای هر لحظه ی حضورت و به دلتنگی غریب چشم های همیشه آبی ات... 

  

 

+ اگر همین روزها کاغذ کوچکی پیدا کردید که روی آن نوشته بود: "و رامین بزرگترین بُرد زندگی من است... عاشقانه می خواهمت"، بدانید دست خط من است!!!! که در فرصتی چند دقیقه ای که منتظر آمدن بهارنارنجم داخل ماشین نشسته بودم، روی چند کاغذ نوشتم و وقتی حرکت کردیم و وارد اتوبان شدیم با حسی مثل تصویر بالا، در مقابل چشمان متعجب و همیشه مشتاقش، آن ها را به آسمان پرتاب کردم... 

بعدا نوشت: نمی دانید داشتن یک سقف عاشقانه ی مشترک که فقط برای تو و معشوقت است چه اتفاق باشکوه و حس زیباییست. برای شما که برای رفتن زیر سقف آبی عشق تلاش می کنید آرزو میکنم به زودی این حس زیبا را تجربه کنید و به شمایی که هم اکنون زیر این سقف هستید یادآوری میکنم این موهبت زیبا را فراموش نکنید...

نوشته شده در یکشنبه 21 خرداد‌ماه سال 1391ساعت 02:07 ب.ظ توسط بهارنارنج و یاس رازقی|
26 نظر عمومی
| نظر خصوصی

Design By : EshgheBidar