باز امشب شوری دیگر هوای قلب و چشمانم را در تسخیر گرفته است. چشم هایم بارانیست...حس پاکی میگوید من امشب با جنون عشقت به آسمان ها خواهم رفت. بالش و گوشه ی پتویم خیس ِ اشک... درمانده ام... از کدام پنجره، چشمانت را ببینم؟ کدام مقدس را قسم دهم که برای لحظه ای... تنها یک لحظه دست هایت را به دست هایم ببخشند...
و عجیب است که هیچ چیز این دنیا مرا از تو دور نمیسازد. لحظاتی پیش در یک مراسم مهم غرق شهرت و نقطه ی تحسین بودم. اما هیاهو و مشغولیات آدم ها نتوانست ذره ای از اندیشه ی معطوف به سوی توام را، منحرف سازد. جدا شدن از آن جمع همانا و جاری شدن اشک هایم همانا... این چه عشقیست...؟...
زیر لب "ام الیجیب..." میخوانم... به امید آرامش دل... اما گویا آیه های مقدس نیز در مقابل این قلب عاشق کم آورده اند... فایده ندارد... لب ورچیدن ها... اشک ها... التماس ها... دعاها... بی فایده است... کسی به لحظه هایم نور نمیپاشد...
شور و سودای این عشق چیزی فراتر از اندیشه است... "تو در منی و از من"... اما من به جای پر گشودن به سوی تو... با جنون عشقت به سوی آسمان میروم... گفته بودم "عاقبت مرا پرنده خواهی کرد"... تا آسمان هفتم چیزی نمانده... و فردا دوباره ماشین ها صدا خواهند داد... آدم ها خواهند رفت و خواهند آمد... کودکان بازی خواهند کرد...
میگیرد این عشق آخر جانم را...
ترسم این عشق سرانجام مرا
بکشد تا به سرا پرده ی خاک
پینوشت: به تو غبطه میخورم!...
سلام...دوست عزیز خیلی زیبا مینویسی...به خاطر این قلم زیبات و عشق پاک بهت تبریک میگم...اما خدا جون خیلی دوستت داره که روز به روز عشقت رو بیشترو بیشتر میکنه...میدونم که به اوج این عشق رسیدی ...یک دنیا ارزوی خوب میکنم برات...یا علی
سلام
واقعا جالب و قشنگ مینویسین
چه خوبه که ادما بتون اونچه تو دلش میگذره بتونن بهمون صورت هم بنویسنش
اون وقت که دیگران از خوندنش لذت میبرن
شاید هم درس بگیرن
موفق باشید
سلام...خیلی خوب می نویسید.واقعا عاشقانه.چقد خوب احساستو نو منتقل می کنید.دوس دارم نوشته های جدید تونم بخونم.لطفا آدرس جدیدتونو برام بذارین.ممنونم....
سلام خیلی زیبا مینویسی خوش به حالتون به خاطر عشق پاک و محکمتون کاش تو دنیا باز هم از شما وجود داشت براتون ارزوی خوشبختی دارم اقا رامین مواظب رازقی جون باش من یه دخترم میدونم اون داره چقدر سختی میکشه براتون همیشه دعا میکنم شما هم واسه من دعا کنید تا یه ادم پاک مثل شما خدا به من بده التماس دعا یا علی
سلام نازنین بانو ..
فراموشم کردی مهربان ؟؟...
خبری نمی گیری بانو؟؟...
دلتنگتم ..
سری بزن اگر خواستی ..
فعلا ...
آدرس خانه ی جدیدت را بده بانو ..
دلتنگ نوشته هایت هستم و ..
سخت سردرگمم ..
منتظرتم مهربان ..
درووووووووووووووود
من هر وقت میام اینجا می بینم شما یه تحول جدید ایجاد کردین تو وبلاگ
بابا تکنولوژی
یه پیشنهاد :حالا که شما به وصال رسیدید چرا آهنگ وبلاگ رو کمی شادش نمی کنید؟
راستی منم به شما دو تا غبطه می خورم راستش یه کم هم حسودی می کنم
غرض از مزاحمت : آپ نموووووووووووووووووووودیم
قدم رنجه نمایید
وقت ندارم و جای دیگه می نویسم و سرم شلوغه و از اینا هم سرم نمیشه
همین الان میای وبلاگم آخه من خیلی حالم خرابه ... نیای دلداری بدی ممکنه دیر بشه و من دیگه خودکشی کرده باشم و شما دو تا هم دیگه یاسمنگولا نداشته باشید
خوبه من برم خودم و بکشم ... نه خوبه ؟
از روزهای رفته دیروز نشان خانه زیبایت را یافتم و یادم آمد زمانی رفت و آمدی بود میان ما و شما
حالا به واسطه همان نان و نمک کمی که اسما؛ خوردیم آمدم که دیداری تازه کرده باشم
خواندم که به جای دیگری کوچ کرده ای
خوشحال می شوم بیایم و بخوانم و خوشحال تر که به کلبه پاییزی ما هم سری دوباره بزنید
مثل مردادماه گذشته.
سلام به روی ماهتون حال شما خیلی وقته که ازهم جداشدیم نه
راستی بی وفای ازطرف کی بود
ای ...
بهرحال عزیز مهربون قسمت میدم به عشق پاکتون که برا یکی ازعزیزانم مشکی پیش اومده که بایستی عمل شود ازصمیم قلب پاکتون دعاکنین که به سلامت برگرده خواهشا
ممنونم
درضمن ادرس جدیدتون رو بهم میدین ؟
خوشحال میشم وازتون تشکر میکنم
التماس دعا