بود آیا که در میکده ها بگشایند؟ گره از کار فروبسته ی ما بگشایند؟
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
به صفای دل رندان صبوحی زدگان بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند
نهمه ی تعزیت دختر رز بنویسید تا همه مغبچگان زلف دو تا بگشایند
گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب تا حریفان همه خون از مژگان بگشایند
در میخانه ببستند خدایا مپسند که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند
حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا که چه زنار ز زیرش به دغا بگشایند
پینوشت1: با عشقم تصمیم گرفتیم از امروز تا چند روز دیگه روزه بگیریم. از شما هم می خوام دعاتون رو از ما دریغ نکنید.
پینوشت2: تا روز تولد رامینم و هدیه ی این بلاگ بهش که هنوز خودش هم از وجود بلاگ خبر نداره 8 روز دیگه مونده...
|