و فردا برای ما روز دیگریست... روزی که مسیر عشقمان را به سوی دیگری خواهد کشاند... روزی که یا به وصالمان ختم خواهد شد و یا تلاشی دوباره!!!
غروب فردا هوای دیگری دارد... محبوب من در کنار من خواهد بود... هر چند دستانش دور از من... اما... از یک هوا نفس خواهیم کشید... غروب فردا یا طلوع وصال است... یا طلوع حرکتی دوباره... در هر صورت سرگذشت عشق بیدارمان را پایانی نیست... حتی اگر ما را به خون غلطاند... همین!
التماس دعا... یا علی
پینوشت1: و چنان بیتابم که دلم میخواهد بروم تا سر کوه... بدوم تا ته دشت
پینوشت2: از روی ازدیاد طپش های قلبم کم شدن فاصله ی زمینیمان را میفهمم. |