X
تبلیغات
رایتل

.

 

 شب تولد توست و هوای چشم هایم بارانی... عجیب نیست! تو باشی یا نباشی... نزدیک باشی یا دور... این اشک ها تمامی ندارند!! و تنها تو راز اشک های مرا می فهمی...  

تنها تو میفهمی من در عشق تو چه قله هایی را فتح میکنم... و این فتح چه حس بزرگیست... 

بگذریم... از شب تولدت میگفتم... از شبی که خدا سرنوشت مرا رقم زد!  

- رامین؟ وقتی پیش خدا بودم! و جامم خوب بود! وقتی حوصلم سر رفته بود و خدا گفت بیا با لک لک ها بفرستمت برو بالای زمین دور بزن فکر میکنی برا چی دلم گرفته بود؟ امشب داشتم فکر میکردم دلیلش این بوده که انتظار نیمه ی گم شده ام خسته ام کرده بود... درست مثل الان که برای دوباره دیدنت دارم لحظه شماری میکنم...

همیشه سالروز تولدت برایم مهمترین مناسب تقویم عشقمان بوده است. حس خاص این شب و روز زیبا برایم قابل وصف نیست...  

این روزها که برنامه های تلویزیون فرشته ها را بر روی زمین نشان میدهند مدام به این فکر میکنم که قطعا... و یقینا... تو یکی از همان فرشته ها هستی که برای غربت دنیای من آمدی... مرا به خود دلبسته کردی... دست دلم را گرفتی و مرا به آسمان ها رساندی...  و باز هم تکرار میکنم من... با تو... خدا را شناختم...

لبخندت... سجده هایت... دعای قبل از خواب و بیرون رفتنت... نوازش هایت... بوسه هایت... همه و همه آنقدر برایم عجیب است که جز فرشته هیچ نامی نمیتوانم برایت بگذارم. و راز اینهمه تفاوت را فقط من میفهمم و بس. همچنان که راز اشک هایم را فقط تو می دانی...  

تولدت مبارک رامین من 

از خدای خوبمون میخوام ۲۵ سالگیت نقطه ی عطف زندگیت باشه و سرشار از موفقیت و سلامتی باشه...

این آهنگ که انگار حرف دل منه فقط برای دو روز و به افتخار تولد بهانه ی زندگی من بر روی وبلاگ خواهد بود...

نوشته شده در یکشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1390ساعت 11:44 ب.ظ توسط بهارنارنج و یاس رازقی|
6 نظر عمومی
| نظر خصوصی

Design By : EshgheBidar