X
تبلیغات
رایتل
ققنوس - عشق بیدار
jy

ققنوس

من و تو... و شبی که ماه و ستاره ها هم پیمان ما خواهند شد تا عمری بر آسمان عشقمان بتابند... دست های مردانه ات را میگیرم. گونه های خشکیده ات را نوازش میکنم. این روزهای سخت ماندنی نیستند مهربان من. غم و اندوهی که بر قلب پاکت روان است ماندنی نیست. دنیا بچرخد و ببارد مهم نیست. آنچه اهمیت دارد قلب من و تو است که در عین اینهمه رنجش حتی برای ثانیه ای از عشق، غافل نمی ماند. سوی چشمان من بازخواهد گشت. گونه های تو دوباره برجسته خواهند شد. من و تو ققنوس های بی پر و بال آتش عشقیم... که در شعله های این آتش میسوزیم اما... اما به زودی پای هفت سین رویاها، از خاکسترمان ققنوس های تازه نفس متولد خواهندشد...  

                                                                           

 لحظه های این روزها به سمت غایتی آبی می رود. در میان همهمه ی مترسک ها و فریاد کلاغان، صدای خنده های خودم و تو را میشنوم. بوی سپند و یاس فضا را حس میکنم... لحظه ی یکی شدن تو آینه ها نزدیکه...  

+ این روزها بیقراری من برای تو... و دلتنگی ام برای پنجره های فولاد در سکوت لحظه های خسته ام غوغا میکند...

[ شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 11:12 ب.ظ ] [ بهارنارنج و یاس رازقی ]