X
تبلیغات
رایتل

.

 

شجاعانه در چشم هایت نگریستم. دیگر هیچ لزومی نداشت تصنعی به رویت بخندم. حالا دیگر به تو هیچ احتیاجی نداریم. نه تنها به تو. به هیچ انسانی. من همه چیز را به منبع مطمئنی واگذار کرده ام که یقین دارم همه چیز را حل خواهد کرد. یقین دارم شادی را به آشیانه مان باز می گرداند. اگر همین الان هم حاضر شدم از هوای مسموم خانه ی خاکستری تو نفس بکشم به حرمت خواست همان منبع مطمئن است... 

من... و رامینم... و دنیای قشنگمان دیگر نیازی به شما نداریم. دو روز است ما آزادیم. بعد از ۵ سال که ما را در قفس حبس کرده اید حالا آزادیم. آزاد و بلندپرواز. منبع مطمئنی پشت ماست که وعده اش هرگز خلف ندارد. منبع مطمئن ما خداست و مولایمان، حسین(ع)... 

من ساده و مطمئن همه چیز را به آن ها سپرده ام... چنان یقینی به جان و دلم روان است که دیگر به هیچ مخلوقی از جنس خودم امید نخواهم بست. غرور زیباییست. احساس قدرتی سرشار و همیشگی... حسی ناب که هیچوقت در زندگی تجربه نکرده ام. خودم و همسفر پاکم را به آسمان خواهم رساند...

خدایا ببخش که خیلی بی تابی کردم. تازه دارم میفهمم اگر چیزای بزرگی رو ازم بگیری میخوای بجاش چیزای مهمتری بهم بدی. اگه دنیامو ازم بگیری میخوای آخرتم رو بسازی. خدایا شکرت بخاطر همه ی این سختی ها. تازه از خواب غفلت بیدار شدم. قبلا خیلی ها بهم گفته بودن. اما تو که خودت منو آفریدی خوب میشناسی منو! تا خار تو دستم نره کاکتوس رو باور نمی کنم! بنابراین به روش خودم حالیم کردی. خدایا حتما منو خیلی دوست داری که خودت مستقیما داری برای به کمال رسوندن من تلاش می کنی. خداجون خومونیم. من که خوب میدونم آخرش منو تو آغوشت می گیری. خداجون خوشحالم. خیلی خوشحال. درسته که چیزای بزرگی ازم گرفتی اما داری چیزای بزرگتری بهم میدی. خدایا من دارم به تو نزدیک میشم...

نوشته شده در سه‌شنبه 8 آذر‌ماه سال 1390ساعت 08:46 ب.ظ توسط بهارنارنج و یاس رازقی|
13 نظر عمومی
| نظر خصوصی

Design By : EshgheBidar